X
تبلیغات
رایتل

گویاترین

گویاترین

شعر چشم مست از استاد شهریار

شعر چشم مست از استاد شهریار

اشعار شهریار

برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت

بازار شوق پردگیان باز درگرفت

شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه

ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت

زین خوشترت کجا خبری در زند که دوست

سر بی خبر به ما زد و از ما خبر گرفت

بار غمی که شانه تهی کرد از او فلک

این زلف و شانه خواهدم از دوش برگرفت

یک تار موی او به دو عالم نمیدهند

با عشقش این معامله گفتیم و سرگرفت

چشمک زند ستاره صفت با نسیم صبح

شمع دلی که دامن آه سحر گرفت

چون شعر خواجه تازه و تر بود شهریار

شعر توهم که درس خود از چشم تر گرفت

شعر چشم مست از استاد شهریار

تاریخ ارسال: چهارشنبه 19 شهریور 1393 ساعت 19:42 | نویسنده: مدیر وبلاگ