X
تبلیغات
رایتل

گویاترین

گویاترین

داستان کوتاه خر یک گوش !

 داستان کوتاه خر یک گوش !

 

در یک روز زیبای بهاری به ییلاق در یکی از فروشگاه اینترنتی باحال و ناب رفته بودیم تا ساعت مچی زنانه یا مردانه بخریم و در آنجا مردی را دیدیم که آهسته با خرش به ما نزدیک می شد که کنارشان یک فروشگاه اینترنتی توپ بود . هنگامی که مرد ساعت مچی بدست به ما رسید دیدیم خرش یک گوش ندارد . شگفت زده شدیم و به او گفتیم چرا خر شما یک گوش است ؟

مرد روستایی با قاطعیت گفت : خرم حرف گوش نمی کرد یک گوشش را بریدم تا آدم شود .

دهانمان از تعجب دقایقی باز مانده بود وقتی به خود آمدیم مرد خر سوار از ما دور شده بود . چه زیبا حکیم ارد بزرگ فرموده است : درنده خویی برخی از آدمیان ، بسیار ترسناکتر از جانوران است

Short stories: A donkey ears!
On a beautiful spring day we had gone to the countryside where we saw a man who was approaching us slowly with his donkey. When the man came to his donkey saw no one listened. We told him why we were surprised to hear you have a donkey?

Rural men boldly said he did not hear buy an ear is cut to Adam.
 برای یا فتن مطالب بیشتر به موتور جستجوی گوگل مراجعه فرمایید
The minutes were left wondering when their mouths again got away from us was a man riding a donkey. What a beautiful sage large graham has said: ferocity of mankind, is very frightening beasts
 داستان کوتاه خر یک گوش !

تاریخ ارسال: چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 20:05 | نویسنده: مدیر وبلاگ